يحيى دولت آبادى

315

حيات يحيى ( فارسى )

طرفداران موقع ناشناس او را نكوهش ميكنم كه چه موقع كتك زدن بمدرس بود او از خدا ميخواست و شايد تعمد داشت كه با يكى از بستگان شما طرف شود و از او بى حرمتى ببيند تا دشمنى باطنى آشكار گردد و اگر اعتبارنامه او از مجلس بواسطه مخالفت طرفداران شما رد شد بر وجاهت ملى او افزوده شود و همه كس بداند غرض خصوصى در كار بوده است و اين براى مقام شما شايسته نيست . سردار سپه سخنان مرا تصديق كرده از پيش‌آمد اظهار نارضائى مىكند و بالاخره مقرر ميگردد بطرفداران خود در مجلس بسپارد با اعتبارنامه مدرس موافقت نمايند تا اين غائله بر طرف بگردد . سردار سپه يكى از نزديكان خود را بمجلس ميفرستد و بكاركنان خود پيغام ميدهد در اين موضوع و نگارنده نيز خاطر رئيس مجلس را از نتيجهء اقدام خود آگاه ميسازد و او نيز بمدرس ميگويد اگر از اين پيش‌آمد به كلى صرفنظر كرده غائله را بخواباند اعتبارنامه شما از مجلس خواهد گذشت مدرس هم راضى مىشود و غائله ختم ميگردد و قصه مهمترى پيش ميآيد كه مدتى مجلس را به خود مشغول ميسازد در صورتى كه در چهار مجلس پيش سابقه نداشته است بر حسب قانون نمايندگان مجلس شورايملى بعد از گذشتن اعتبارنامه آنها بايد به قرآن سوگند ياد كنند كه بقانون اساسى خيانت ننمايند . در مجلسهاى پيش رسم اين كار با تشريفاتى كه دارد بطور عادى و بدون هيچ نظر مخالفى صورت ميگرفته است اما در اين مجلس براى اداى اين تكليف محذوراتى در كار است گرچه سبب اشكال براى همهء نمايندگان يكسان نميباشد و تا مطلب نيكو هويدا بگردد بايد نظرى بتاريخ گذشته كرد . در آغاز تأسيس اساس حكومت ملى كه محمد عليشاه قاجار بعد از مرگ پدرش با مشروطه مخالف شد و براى امضاء كردن متمم قانون اساسى حاضر نميشد و كار بمعاوضه و مجادله كشيد در موقع صلح به اين شرط راضى شد قانون مزبور را امضاء كند كه بموجب يك ماده بقاى سلطنت در خانوادهء او تثبيت بگردد و اين ماده متأسفانه جزو قانون اساسى شد .